شيخ ذبيح الله محلاتى
398
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ختمىمرتبت را رسانيد و تا باهل كوه قاف و خازنان سحاب و جبال و جميع مخلوقات زمين را از اين مژده مسرور گردانيدند . هركه محبت او اختيار كرد محل رحمت خدا گرديد و هركه عداوت او گزيد از الطاف خدا محروم گرديد و شياطين از استراق سمع محروم ماندند و آنها را با تير شهاب از صعود بآسمانها راندند چون عصر روز جمعه در روز عرفه پيش آمد ( چون مشهور ولادت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ربيع الاول است نبايد روز عرفه باشد ) عبد اللّه با پدرش عبد المطلب و برادرانش در بيابان عرفات سير مىكردند و در آنوقت در آن بيابان آب نبود ناگاه نهرى از آب زلال صافى به نظر ايشان در آمد و ايشان بسيار متعجب گرديدند . پس منادى ندا كرد كه اى عبد اللّه از آب اين نهر بياشام چون تناول نمود از برف سردتر و از عسل شيرينتر و از مشك خوشبوتر بود و چون فارغ شد از آن نهر اثري نديدند . پس عبد اللّه دانست كه آن نهر آسمانى براى انعقاد نطفهء آن برگزيدهء حضرت يزدانى است كه در زمين ظاهر گرديده است به زودى بخيمه مراجعت نمود و آمنه خاتون را فرمود كه برخيز و غسل كن و جامهاى پاكيزه بپوش و خود را معطر كن كه وقت آن رسيده است كه مخزن آن نور ربانى شوى پس در آنوقت به سيد رسل حامله گرديد و نور از صلب عبد اللّه برحم طاهر آمنه منتقل گرديد و آمنه فرمود چون عبد اللّه با من نزديكى كرد در آن هنگام نورى از او ساطع گرديد كه آسمانها و زمين را روشن گردانيد پس آن شعاع از جبين آمنه مانند عكس آفتاب در آينه نمايان و لامع گرديد . اراده تكنا بر قتل آمنه خاتون چون نور نبوت از صلب شامخ عبد اللّه بميان دو پستان آمنه خاتون انتقال يافت در مقام اطفاء آن نور برآمدند آتش حسد آنها زبانه زدن گرفت نفوس از وى